چند سایت فروش اینترنتی رو زیر و رو میکنم.چندین روزه. قیمتها رو چک میکنم با آمازون و غیره . با دلاری چهار تومنم جور در نمیان قیمتها.دو یا سه برابر قیمت اصلی.پول زحمت کشیده رو بدم به دلال های کالا و مافیای لوازم خانگی. اخرشم معلوم نیست برسی به اون طعم و مزه ای الهی که بازم معلوم نیست کی و کجا چشیدی... یکی از کپسولها را میندازم تو دستگاه و دستگاه هورتی منو میکشه پایین. میفتم تو رودخونه ای از فوم و کف قهوه. بالاخره به آرزوم رسیدم.شنا تو کف و خامه.اون باریستاعه تو خیابون ویلا پرسید با خامه و کف زیاد دیگه؟ گفتم اوهوم و خندید.سمیر گفت گوله نمکه این پسره. منم در تاییدش گفتم که به راستی! مرد منقدبا پوزخند میگه: نسپرسو؟ ایتس ال ابوت لوزینگ د فان... این روزها همه منتقد شدن و ناله میکنن.هر جا و جوری که بخوای خوشحال باشی باز یه ایرادی توش پیدا می کنن. حتی یه جاهایی سر و کله ی اون دختره م پیدا میشه سمیر میگه توصیفش کن - از اینایی که هر دفعه موهاشون یه رنگه.پیرسینگ و تاتو دارن . ناخونای مشکی لب پر. از این گردنبند خفتیام داره +اوه! فقط یه چیز دارم بهت...
پستها
fl
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
You familiar with the concept of the frozen lake? -No, I'm not. Learned it when I was in the Teams. Something you want so badly you'll go out to the center of a frozen lake to reach it. -Where the ice is thinnest. But you won't see that.Everyone else will, just not you. I'm rolling with my guys."You're on your frozen lake." I stop and take time right then Because he sees something I can't. And I need to hear that. Whatever it is I'm doing,i need to stop. -It's just... I can't get it straight. I can't even tell you why. I just told you. She's your frozen lake, bro.
tourists
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
مرد زیباست و قد بلند چراغ قرمزه و ادمها بین ماشین ها غلت میزنن زن از مرد سیگارشو میگیره یه پک میزنه و بهش برمیگردونه مرد هرج و مرج خیابونو میبینه و اشاره میکنه که لتس گو اما زن امتناع میکنه و مردو نگه میداره در انتظار چراغ سبز و ارام مرد و می بوسه، از پشت یه جا روی ستون فقرات پیرزن این صحنه رو می بینه و رو میکنه سمت من، پوزخندزنان :فکر میکنن عشق همینه بزار برسن سن من چراغ سبز میشه و زن و مرد راه میفتن منم دنبال اونا و پیرزن دنبال من :خدایا شکرت! هیچ چیز مثل زندگی های نزیسته آدمی را میخ نمی کند
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
شخص فرهیخته ای توصیه کرده بود انقدر دنبال آدم خاص نباشم و یا سعی نکنم آدم خاصه باشم. بلکم همین انسانهای نرمال و عادی هم میتوانند دوست/پارتنر/همسر خوبی باشند.منم به توصیه ی ایشان اولین نگاه کشدار اون حوالی رو کمی بیشتر کش دادم و با "سیبیل" آشنا شدم.عجیبه که کش دادن نگاه اینجا یه جور اکی دادن تلقی میشه و نمیدونم فقط مختص فرهنگ اینجاست یا جاهای دیگم همینطوره. سیبیل کم سن و سال دار تر از من میزنه و به نظر میرسه که دوست داره اینو پشت سیبیل و مردانگی پنهان کنه همین باعث میشه از ب بسم الله جدیش نگیرم دومین پوئن منفی لحن امرانس حالا هر چقدر مودب باشی الاغ درون من شروع به جفتک پرونی میکنه. همین هفته ی پش از بهشت پرت شدم بیرون. گفت سبک زندگی ت اینه که قانون و زیر پا بذاری و زیر بار آموزش نری و پرتم کرد بیرون.غمگینم و عصبانی. ولی میدونم که شل میکنم ولی این بار و نمیخوام فراموش کنم.چمیدونم میخوام این زخمو با خودم حمل کنم.به نظرم خوشگل و سکسی میاد.شاید ترنین پوینتی در کار باشه یا عین این اپیزودهای آبدوغ خیاری ...کلید اسرار سیبیل اصرار داره که عین انسانهای نرمال و متمدن تو یه کافه ای چی...
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
هنوز کرخت و لاجون بودم. از یه جور ویروس چقر و بد بدن جان سالم به در برده بودم و مثل یه قهرمان از گور برگشته به کون کفتارها و موریانه ها خندیده بودم و خوشحال بودم برای خودم. بدنم ولی با ذهنم سینک نبود. رفتم سراغ صورتی. صورتی یه "چیز" سبک کِروی ِصورتی رنگه که من شدیدا بهش علاقه مندم و صرفا یاد اوری چگونگی به دست آوردنش و عملیات پارتیزانی که تو اون روز کذایی انجام دادم یه جوریم میکنه دیگه چه برسه به سایر آپشن هاش... ویک آپ ویک آپ... عجیبه...برخلاف انتظارم ایندفعه خیلی طولانی میشه...امواج لذت ازسر تا نوک انگشتهای پام دائم حرکت میکنن ...انگار که راه خروجی نداشته باشن نفسم میگیره و همینجا یادم میفته که شبیه مردنه...هر چند تا به حال نمردم ولی میدونم که شبیه مردنه هیچوقت خودم را انقدر بی نیاز ندیده بودم. مینوایل خدای یونانی ایستاده با انگورش ور میره رگهای رو آلت تناسلیش برجسته و در حال خون رسانی به سایر قسمتهاس آماده برای تولید مثل زارت.
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
اسم چند پرنده و میخونه میپرسه به نظرت عشقت شبیه کدومشونه بیدرنگ کلاغ و انتخاب میکنم میخنده و میگه عاطفه ی جذاب و شوخ طبع خوشحال نمیشم اساسا مدت مدیدیه که به یک نوع نارضایتی فراگیر دچار شدم شایدم یکجور خشم فراگیر دوستی دارم که یه اصطلاح معروفی داره : فقط من و یه هفت تیر بعضی وقتا به این فکر میکنم که منو چنتا تیر؟ اگه قبلنا سینه ی قبرستون منو میترسوند الان یکجور احساس آرامش و امنیت بهم میده . . یکی این وسطا آهنگ گذاشته Touch my tears with your lips... یکی دیگه با شنیدن این بیت/مصرع؟ یه هین بلند میکشه انگار که آبش اومد؛ ملت چقدر حشری و زود ارضان [خندم میگیره] چشمامو می بندم یه چیزی افتاده پشت پلکام یه جور گریک گاد زیبا ،سفید و اغوا کننده یه خوشه ی انگور دستشه میخنده و تو هوا تکون تکونش میده