Wednesday, December 2, 2009


فریم دوم
احتمالا وقتی گوش پاکن رو در میاره ،زرد شده
یه بار واسه من با این فیگورای آفریقایی هزار و پونصد ساله اتفاق افتاد

یه دوس پسرم نداریم وقتی از یه بچه گربه تو خیابون خوشمون اومد
بره دنبالش برامون بگیره
این یکی از این سیا سفید فشنا بود
که موهاشون سیخ سیخه
ببین چی بوده که وسط اینهمه درس و مشق منو دوس پسر لازم کرده

Thursday, November 26, 2009

برادره میگه
با این مراقبتی که تو از لاک پشتات می کنی
فک کنم ما بمیریم
اینا بیان خاکمون کنن

Saturday, November 21, 2009

نام بیماری که فرد در درک عظمت فیلمهای تارانتینو ناتوان است چیست؟
نظر به اینکه
چرخش زلف من در باد
اونور دنیا طوفان کاترینا ایجاد می کنه
خواستم اعلام کنم
روز سیزده آبان ما تو بی آر تی خط انقلاب بودیم
یکی از سبزینه ها با دیدن صحنه ی دلخراش
تجمع گاردیان در سردر دانشگا دچار حمله شده
و فریاد مرگ بر فلان سر داد
در اون هنگام سکینه ای در میان جمع
غریو مرگ بر خودت و اینها سر داد
و گیس و گیس کشی و الخ!
ما هم از اوضاع قمر در عقرب استفاده نموده
جفتکی حواله ی باسن ایشان نمودیم
اینه که جنگ جهانی سوم در راهه...

Wednesday, November 18, 2009

و سرمایه ماورایی هرکسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد

پ.ن به خودم: افتاد؟

یعنی من عاشق این انیمیشن "آپ" شدم
قربون تک تک کاراکتراش برم من
بعد وبلاگمو آوردم دیدم اون بالا به جای جریان آب نوشته temporarily unavailableپایینم که
آهنگ نورا جونز واسه پدربزرگم ادم اشکش سرازیر میشه

Saturday, November 14, 2009

The fall


Norah Jones | Light as a feather

While the seasons will undo your soul
Time forgives us and it takes control
But separate our things to put us back together

We’re light as a feather
Heavy as the weather if it was raining stones

Put our hands together to applaud or pray
It’s like the show was over, a need to escape and walk away
All for the better, worse for the way

We’re light as a feather
Got you and I together
Meanwhile inside me, it was raining stones

You didn’t know

God bless your soul

We’re light as a feather
Heavy as the weather
We’re light as a feather
Got you and I together
من هوش عاطفیم زیاد بالا نیست
نمی دونم وقتی یکی بم میگه به من بازم زمان بده
باید چیکار کنم
ساعتمو بکشم عقب؟

میگما
من چرا انقدر اعضای صورتم ریزه؟
از دور دیده نمی شم

Tuesday, November 3, 2009

نشستم تو سایت دانشگاه
هر چی آلبوم و ویدئوه دارم دان لود می کنم
خداییش اینترنت یه گیگ کجا پیدا میشه؟
حالا راست و دروغشو نمی دونم اون پایین که اینجوری نشون میده
که ذرتی کامپیوتره رو از طرف مدیریت سایت ریست می کنن
یعنی گه زیادی نخور
به هیچ جام نیست
دوباره روشن می کنم به کارم ادامه می دم
نیم ساعت بعد دوباره خاموش می کنن
ایندفعه به گه خوردن می افتم
فرتی کپی می کنم رو فلش
جول و پلاسمو ور میدارم در برم
می بینم دختر چادریه واساده بالا سرم دنبال سیستم خالی میگرده
می گم بفرمایید اینجا بشینید
چقدرم تشکر میکنه...هر هر
میرم وامیسم دم در سایت
می بینم بله جناب حراست اومده بیخ خانمو گرفته که خانوم اصلا به ریخت شما
نمیاد ...این عکس خانموا چی بود میومد!!
دیدم اوضا پسه دُممو گذاشتم رو کولم هر هر کنان زدم بیرون
همچین چست و چابک
نرم و نازک
داشتم رامو می رفتم که پام رفت تو چاله جوری پیچ خورد که خار مادرم اومد جلو داشتم
شروع کردم به فحش دادن به عدالت خدا و نظام تخمی آفرینش و اینا
تا پنجا متر اونورتر
یه بار دیگه م پام پیچ خورد
دیگه فحش ندادم
بلکه زنده برسم خونه پابلیش کنم تو وبلاگم


داشتم contact list موبایلم یه مروری می کردم
دیدم پر اسم آدماییه که یه دوره ی کوتاه حداکثر سه ماهه تو زندگی من بودن
بدون هیچ تاثیری
حتی همین الانشم
می دونم که یا می دونن که دیگه هیچ وقت م قرار نیست همدیگرو ببینیم
یه حس گورستان مردگان گمنام به آدم دست میده
بدم میاد از این آدمای موقت
آدم ماندگار می خوام


آزمایش خون دادم
سطح استروژن خونم خیلی پایینه
یعنی کشف شد
اون خفن دوستی و دم مغازه مردونه فروشی ایستادگی؟

گفته باشم که
"اینا"
"بعد"
و "که" آخر جمله
کپی رایت منه


Tuesday, October 27, 2009

هوا خیلی سرد بود
پاهامون تا نزدیکای زانو رفته بود تو برف
مریم مثانه ش سرما خورده بود
داشت می ترکید وسط خیابون از دستشویی...
هیچ ماشینی نمی گذشت یا وانمیساد واسمون
آخر یه ماشین که چه عرض کنم
یه حلبی آبی رنگ که زیرش سه تا چرخ داشت و پشتش مثل وانت بود وایساد جلومون
به هر زحمتی بود چپیدیم بغل راننده
راننده هه یه پیرمرد بود با لبای سیاه کلفت آویزون
زیر چشماش یه کیلو چربی اورده بود
من زیر زیرکی نگاش می کردم
ولی اون فقط به جلو خیره شده بود
عین این مرده ها بود
یواش یواش داشتیم می رسیدیم
کرایه رو به یه زحمتی از تو جیب پالتوم در اوردم
گرفتم سمتش گفتم آقا مرسی
یکو هم فضا ،هم پیره مرده ،هم ماشین رفت رو اسلو موشن
پیره مرده تمام رخ برگشت سمت من
بی اختیار گفتم هِ ...از ترس شایدم از بدریختیش
پولو گرفت ازم اول بوسید بعد چسبوند به پیشونیش
که یکو جیغ زدم... مریم این قاتلــــــــــــــــــــه !
اون بدتر از من با جیغ و فریاد درو وا کرد پرید بیرون
افتاد رو برفا، با خنده و ترس دستشو گرفتم بلند شد
تا جون داشتیم دویدیم
صدای جیغ و خندمون سکوت برفی و شکست
محو شدیم تو خم کوچه


- زمستان هفتاد و چند

ظاهرا که
باید ایستادگی کرد.