شومیز سفید نازک پوشیده بودم
با شلوار بگ زاپدار
منتظر تاکسی بودم
یه دسته شیعه رافضی سیاه پوش
عرعر کنان از کنارم رد شدن
باز کدوم قحبه ای
هزار و چارصد سال پیش
تو بیابونای عربستان مرده؟
چرا اینا تموم نمیشن؟
متاسفم ولی اون بمب افکنا واسه نجات تو نیومدن هنوز پایتخت میبینی و از پسرخاله ت بچه داری کی گفته لایق آزادی هستی؟
نظرات
ارسال یک نظر