شومیز سفید نازک پوشیده بودم
با شلوار بگ زاپدار
منتظر تاکسی بودم
یه دسته شیعه رافضی سیاه پوش
عرعر کنان از کنارم رد شدن
باز کدوم قحبه ای
هزار و چارصد سال پیش
تو بیابونای عربستان مرده؟
چرا اینا تموم نمیشن؟
بنده تهران و ترک نمیکنم کصونه های شاعر دراما کویین ریدم تو عکس خداحافظی با خونه هاتون و وطن وطن کردنتون
نظرات
ارسال یک نظر