گاهی حسودی میکنم به اونهایی که بزرگترین چالش روزمرهشون مخفی نگه داشتن یک رابطه غیر رسمی از همسرشونه و باید همیشه مواظب باشند که از نقش یک وفادار خارج نشن در حالی که میدونن نیستن. چالش من اینه که یادم بمونه چیزی که برای من بنبسته برای دیگران نیست. یادم بمونه وقتی بچه میگه «هنوز برای فرار فرصت هست؟» باید بگم «بله، باید همه راهها رو امتحان کنی»، و به اینکه خودم هیچ جایی برای پناه بردن ندارم فکر نکنم.
متاسفم ولی اون بمب افکنا واسه نجات تو نیومدن هنوز پایتخت میبینی و از پسرخاله ت بچه داری کی گفته لایق آزادی هستی؟
نظرات
ارسال یک نظر