انگار که یک جور نظم یا پترن تکراری
تو فراکتالهای تو در تو کشف کرده باشم
پشمام ریخته
چطور چنین چیزی ممکنه؟
یه جور سنگ راف
که دورشو گل و سنگ گرفته
باید انقدر بتراشمش که بشه الماس
بنده تهران و ترک نمیکنم کصونه های شاعر دراما کویین ریدم تو عکس خداحافظی با خونه هاتون و وطن وطن کردنتون
داری میشی، شاید، فرهادِ شیرینِ خودت!
پاسخ دادنحذف