یه بارم داشت پند و اندرز میداد
که بیخیال سیاست باشم
و شل کنم و لذت ببرم
خوب منم تصور کردم که شل کردم و دارم لذت میبرم
که ظاهرا جو بویناک و هوس آلود شد
و خودش فهمید مثال خوبی نزده
موش شهری ایونت زاده ی ماچاخور، موراکامی و کوت میکنه که آره از طوفان که در اومدی دیگه همون آدم قبل طوفان نیستی والا من تغییری نمیبینم دوزاری ادبیاتم اینا به فاضلاب کشیدن
نظرات
ارسال یک نظر