مامانه ساعت پنج صب رفته حیاط که به پشمی غذا بده
بشقاب پرنده تو آسمون دیده
کلی وشت کرده فک کرده داره زلزله میاد!
پشمی م پریده رو دیوار
برادره م حتی شنیده صداشو
اونوقت من خواب بودم
ندیدم این شاهکارو
انصافه؟
بنده تهران و ترک نمیکنم کصونه های شاعر دراما کویین ریدم تو عکس خداحافظی با خونه هاتون و وطن وطن کردنتون