عكس يه پسر رو كه از قيافش خوشم ميومد ريختم تو گوشيم بردم نشون دادم به دوستام گفتم اين دوست پسرمه...همه گفتن خوبه ولي تو سر تري...شب كه شد ديدم حال گهي دارم...ايام نازك دلي به سر آمد...و اينگونه شد كه باز اون روي سگ من بالا اومد.
بنده تهران و ترک نمیکنم کصونه های شاعر دراما کویین ریدم تو عکس خداحافظی با خونه هاتون و وطن وطن کردنتون
نظرات
ارسال یک نظر