عكس يه پسر رو كه از قيافش خوشم ميومد ريختم تو گوشيم بردم نشون دادم به دوستام گفتم اين دوست پسرمه...همه گفتن خوبه ولي تو سر تري...شب كه شد ديدم حال گهي دارم...ايام نازك دلي به سر آمد...و اينگونه شد كه باز اون روي سگ من بالا اومد.
متاسفم ولی اون بمب افکنا واسه نجات تو نیومدن هنوز پایتخت میبینی و از پسرخاله ت بچه داری کی گفته لایق آزادی هستی؟
نظرات
ارسال یک نظر