عكس يه پسر رو كه از قيافش خوشم ميومد ريختم تو گوشيم بردم نشون دادم به دوستام گفتم اين دوست پسرمه...همه گفتن خوبه ولي تو سر تري...شب كه شد ديدم حال گهي دارم...ايام نازك دلي به سر آمد...و اينگونه شد كه باز اون روي سگ من بالا اومد.
تو همیشه پشیمانی هیچ وقت تو باغ نبودی هیچ وقت تلاشی م واسه اومدن به این ور باغ نکردی هر چند این دم آخری یه زوری زدی که قابل تحسین بود ولی بلد نبودی قهوه ایی کردی
نظرات
ارسال یک نظر