آقا رفته بودیم دام پزشکی کلاغ رو خوابوندن رو تخت منقارشو با چسب بستن یه پارچه م انداختن رو چشمش انگشت ش کردن خنده ای بود دکتره گف نخند باهوش ترین پرنده س
تو همیشه پشیمانی هیچ وقت تو باغ نبودی هیچ وقت تلاشی م واسه اومدن به این ور باغ نکردی هر چند این دم آخری یه زوری زدی که قابل تحسین بود ولی بلد نبودی قهوه ایی کردی
نظرات
ارسال یک نظر