بی حرکت دراز میکشد صدایی از دور، مثل اینکه از آسمانها شنیده میشود صدای سیم تاری ست که پاره شده صدا خاموش می شود، ناله ایست سکوتی همه جا را می گیرد وفقط از دور، از باغ آلبالو ، صدای گنگ تبری که درختها را می اندازد شنیده می شود.
تو همیشه پشیمانی هیچ وقت تو باغ نبودی هیچ وقت تلاشی م واسه اومدن به این ور باغ نکردی هر چند این دم آخری یه زوری زدی که قابل تحسین بود ولی بلد نبودی قهوه ایی کردی
هر موقع که آهنگ گورستان ایستاده هادی پاکزاد و گوش میدم یاد این میوفتم که خودکشی کرده اونجا که میگه این سطح از درد برای پوست نازک یه روح... همونجا برای بار هزارم پاره میشم
نظرات
ارسال یک نظر