No Blood فقط یک نوع ژله ی قرمز رنگ شفاف که هزار بار دستامو گرفتم زیر دوش آب چسبیده بود به ناخونام تقلا می کرد قطرهای آب می کشیدش خوشم میومد حس می کردم اینجوری انگشتام دراز تر می شن
تو همیشه پشیمانی هیچ وقت تو باغ نبودی هیچ وقت تلاشی م واسه اومدن به این ور باغ نکردی هر چند این دم آخری یه زوری زدی که قابل تحسین بود ولی بلد نبودی قهوه ایی کردی
نظرات
ارسال یک نظر