پست‌ها

He said

Am i enough for you?
میگه من عاشق معصومیت ت شدم  معصومیت در کنار پخته گی!    اینا مگه واسه بیست سالگی نبود؟
گوشیم دستشه  فیلمی گرفتم از قاصدکی که تو دستمه و باد میبرتش  می بینتشو و لبخند میزنه  زل زدم به نیمرخ زیباش که با لبخند باز شده  بازم هوس تنشو میکنم  میگم بهش تو گربه ی منی  و سرد و بی احساس بهم نگاه میکنه  عین گربه ها  شاید تو دنیای اون گربه ی کسی بودن یه کامپلیمنت نیست
اینجا پاییز امده  فارغ از قرمزها و نارنجی ها  عقیم و نارس از شاخه ی روزگار  برگ بد رنگی می افتد و با رودخانه ی ناکجا میرود  رنج هبوط میکشم  و اینبار قرار نیست این خلا را با هیچ جنبده ای تقسیم کنم.
چه خوب پسرایی که مامان میخوان و تشخیص میدم  شاید چون خودم از اون دخترام که بابا میخوام
سمیر داره برام درد دل میکنه  میگه هفته ی پیش تو ایستگاه مترو یه مرده که بطری آب معدنی دستش بود از جلوش رد میشه  اب معدنی شو تا ته سر میکشه و خودشو پرت میکنه جلوی قطار و میگه که این کار درست نیست و اگه میخوای خودتو بکشی تو خونه خودت اینکارو بکن  به نظرم که راس میگه اگه من جای سمیر بودم حتما تراپی لازم میشدم اونم تو این بی پولی
اکس کراشم اومده بم سر بزنه  میگه جات خالی یه ویلا گرفتم ۸۰۰ متری  سوت و کور و تاریک  پرده کشیدم پنجره ها رو به ضخامت ۸ میلیمتر  عمرا نور بیاد تو مدل ومپایری  با خودم فکر میکنم که چرا این آدم هیچ وقت از جی اف پلنگش پیش من حرفی نمیزنه