پست‌ها

Strange

عجیبه اینکه من دعای یکی دیگم. یکی داره دعا میکنه که به من برسه یکی به عربی تو رو بخواد الهم انی فلان عجیبه

Details

بالاخره پرسید "چیزی از زندگی خصوصی م میدونی" سوالی که هزار ساله خودم دارم یه جورایی پنهانش میکنم نشون میدم علاقه ای ندارم که مثلا به من چه تو چیکاره ای تو زندگیت.لباس چی میپو...
به درجه ای از عرفان رسیدم که با گربه ها صحبت میکنم احساس میکنم زبون همدیگرو خوب میفهمیم و اینو با قاطعیتی میگم که خودم دچار وحشت میشم  نکنه یه روزی گربه ها باهام فارسی صحبت کنن؟  خیلی ترسناکه  ----  دختره اسمش اکرم بود دختر مأخوذ به حیایی بود  بعد اینکه نامزدیش با حمید به هم خورد شاخکهای جنسیش شروع به فعالیت کردن  حواسش رفته بود سمت لاپا فیلم سوپر  تازه فهمیده بود که اونجاش شبیه پورن استارا نیست تپلی سفید مفید  نه چندان خوشبو  ازدواجم چیز مقدسی نیست  آقا رفت داد  پ.ن:من که پاچیدم! واقعا چه لذتی داره ساده و مستقیم بودن  ----  میپرسه "با چند نفر همزمان؟"  در حالی که آخرین باری که با یه نرینه دوست بودم و یادم نمیاد
خواب دیدم دو تا دندون جلوم افتاده دندان موضوع چندین ساله خوابهای منه دانشمندان میگن اگه یه خوابو دايم ببینی یه فکری باید بکنی منم اپلیکیشن تعبیر خواب رو روی گوشی هوشمند خود نصب کردم و کلمه دندان رو سرچ کردم افتادن دندان دال بر عمر طولانی و مال و منال فراوان است دو نقطه دی وار لبخند م گرفت عصر باید برم داروخانه پودر سفید کننده دندان و مسواک نو و خمیردندان گران بها ابتیاع کنم  آری شب دراز است و قلندر بیدار
آدمهای بی ربطی مرا دوست میدارند او تصویر قبر خالی شنی را دوست دارد. یک جور حجم خالی وسط کویر. من چیزی از این دوست داشتن سر در نمی اورم. دائما دهن کج میکنم و میگم وات د فاز؟.او از واکنش من دلخور میشود و من یاد جمله ای می افتم که روی تصویری نوشته شده بود. با این مضمون که شما در مقابل کسی که به خود علاقه مند میکنید مسئولید.روزها به قبر خالی فکر کردم. الان به هزار توی بورخس رسیدم.از این زاویه خیلی م با قبر خالی بی ربط نیستم.  ***  من آدم صبح ها نیستم.البته چشم باز میکنم در حدی که مزاحمتی برای پول در اوردنم ایجاد نشود.گوشهام به ناله های ادمهای درپیت اطرافم بدهکار نیست.شبها ولی به تنظیمات کارخانه برمیگردم. نور آبی و قرمز به سرعت از پشت پنجره ی اتاقم رد میشود و ترس و هیجان سفینه فضایی/شهاب سنگ ترن آنم میکند.
-I think, Mr. Gray, there are, um, tremors around us. Like the vibrations of a note of music, hidden music. Some might be more attuned to them than others. -What do those people do, those who have been chosen? :They endure uniqueness. -To be alien. To be disenfranchised from those around you. Is that not a dreadful curse? To be different. :To be powerful. Is that not a divine gift? -To be alone. :To be seeking. -What? :Another. Like you. Who shares your rarity. -Then you are no longer unique. :Nor are you alone. "penny dreadful"
آدمی در بیست و نه سالگی انتظارات بیست سالگی خود را ندارد.سابقه ی چندین باره ی روابط بی ثمر و به دیوار خوردنهای متعدد هر خنده ای رو کش دار و لوث و هر امیدی و نــــــــــــــــــــاامید می کنه. قرار نیست نه اونقدر پولدار بشم نه بی پول مثل یه اونگ بین هست و نیست در حرکتم.  یک روز از روزهایی که تو مود تنهایی و هیشکی منو دوست نداره بودم یه ماشین مدل بالا کنار پام ترمز کرد.پسره خواهش و التماس کرد که سوارشم گفت که چندباره منو دیده و خواسته در آشنایی و یه جوری باز کنه که نشده. سوار میشم.شیشه ها میرن بالا و کولر روشن میشه و هم زمان رو صفحه ی روبه روی داشبورد کلیپ "کون" پخش میشه.میگه از هیکلت خوشم میاد عینکتو ور میداری؟ور میدارم. همینطور از چشمات انگشتشو فرو میکنه تو سینم...عملیه؟...ببین من هیچی برات کم نمیذارم... سکس پارتنرم میشی ؟آخرین باری که سکس داشنی کی بوده؟ ...دو ماه پیش؟...چه جوری طاقت میارین؟..نیم رخشو نگاه میکنم دماغشو سر بالا عمل کرده.از پسرای دماغ عملی حالم به هم میخوره؛بهش میگم من از هیجای تو خوشم نمیاد.یاد حرفای بعضی از دخترا میوفتم...فقط پولدار باشه... آخه چجوری می...