-I think, Mr. Gray, there are, um, tremors around us. Like the vibrations of a note of music, hidden music. Some might be more attuned to them than others. -What do those people do, those who have been chosen? :They endure uniqueness. -To be alien. To be disenfranchised from those around you. Is that not a dreadful curse? To be different. :To be powerful. Is that not a divine gift? -To be alone. :To be seeking. -What? :Another. Like you. Who shares your rarity. -Then you are no longer unique. :Nor are you alone. "penny dreadful"
پستها
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
آدمی در بیست و نه سالگی انتظارات بیست سالگی خود را ندارد.سابقه ی چندین باره ی روابط بی ثمر و به دیوار خوردنهای متعدد هر خنده ای رو کش دار و لوث و هر امیدی و نــــــــــــــــــــاامید می کنه. قرار نیست نه اونقدر پولدار بشم نه بی پول مثل یه اونگ بین هست و نیست در حرکتم. یک روز از روزهایی که تو مود تنهایی و هیشکی منو دوست نداره بودم یه ماشین مدل بالا کنار پام ترمز کرد.پسره خواهش و التماس کرد که سوارشم گفت که چندباره منو دیده و خواسته در آشنایی و یه جوری باز کنه که نشده. سوار میشم.شیشه ها میرن بالا و کولر روشن میشه و هم زمان رو صفحه ی روبه روی داشبورد کلیپ "کون" پخش میشه.میگه از هیکلت خوشم میاد عینکتو ور میداری؟ور میدارم. همینطور از چشمات انگشتشو فرو میکنه تو سینم...عملیه؟...ببین من هیچی برات کم نمیذارم... سکس پارتنرم میشی ؟آخرین باری که سکس داشنی کی بوده؟ ...دو ماه پیش؟...چه جوری طاقت میارین؟..نیم رخشو نگاه میکنم دماغشو سر بالا عمل کرده.از پسرای دماغ عملی حالم به هم میخوره؛بهش میگم من از هیجای تو خوشم نمیاد.یاد حرفای بعضی از دخترا میوفتم...فقط پولدار باشه... آخه چجوری می...
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
بازگشت اکس لاورها آدمو یاد گداهای پنج شنبه شب میندازه.آدمیو که با چارمدل قرص و کلی پول تراپیست فرستادی پس ذهن تبدیل شده به سینگل ردی تو مینگل.الان با رعایت فاصله ی استاندارد میدونم که این آدمو برا چی میخواستم؛ جاودانگی چند روز پیش خانه ی یکی از اقوام بودیم. خانه ی پرنده مجسمه ای بود مال همین دوران جاودانگی که قالب کرده بودم بهشون .گذاشته بودن کنار پذیرایی.گنجشکهاش شبیه جوجه کلاغ بود و چوبش رنگ مدفوع .به نظرم اگر نفرت و بخوای جامد کنی خانه ی پرنده مثال خوبی براش باشه.
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
یه غول بی شاخ و دم کچل بود کچل انتخابی از اینایی که مو دارن ولی شیو میکنن سمت راست بدنشم کلا تتو بود چهار ماه با یه شرت تو جنگلای اروپا زندگی کرده بود و مرز یونان تا ناکجا رو شنا کرده بود سابقه ی تیمارستان رفتنم داشت یه پکیج استثنائی من؟ صداش میکردم "دنجروووس" انگلیسی با لهجه ی دهاتی میخندید منم فکر میکردم خیلی کولم یه بار لاک قرمز زده بودم خوشش اومد گفت یدونه برام میخری؟ دوس دارم نگاش کنم و لذت ببرم آخه من دخترا رو یکی از رو لاکشون یکی از رو کفشاشون میشناسم عمرنم اشتباه کنم.در اون لحظه فکر کردم با منه ولی یک آن تصویر اون زنیکه اومد تو ذهنم که دراز کشیده رو کاناپه و مرد داره براش لاک قرمز منو میزنه.حالم بد شد. گفتم بهش نه خودت برو بخر! الانم که رفته دوست دارم گریه کنم و آهنگای غمناک گوش بدم و ادای قربانیارو در بیارم در حالی که میدونم با یه "برگرد" برمیگرده قلبش قد گنجیشکه :(
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
زمانی که شستم خبر دار شد یا همه ی جزئیات قابل بیان سرم پایین بود و مشغول کار بودم که زنِ از در وارد شد حضور کمرنگی داشت یادمه که فقط برای رفع تکلیف سرمو برگردوندم و جواب سلامی دادم یکم این ور و اونور چرخید بعد اومد پشت سر من خیلی بی هوا و یهویی دستاشو از پشت کرد تو شالم و گردنم و شونه هامو مالوند انگار که هزار ساله رفیق همیم و تو گرمابه گلستان به همدیگه ماساژ تایلندی میدیم انگشتاش یکم سرد بود و فرنچ مانیکور داشت اونم از این مدلهای سالنی و اشعه یووی مخصوص خانومهای کون گشاد حالا نه که سرویس گرونی باشه ولی من هیچوقت واسه ناخونام آرایشگاه نرفتم بسکه خودکفا بار اومدم یه مداد سرمه ای بی ربط م پشت چشماش کشیده بود میگم بی ربط چون به نظرم آرایش کردن آداب و قوانین خاص خودشو داره مداد/سایه سرمه ای واسه شما که کرم پودر با پد تاپاله می چسبونی و دلت نمیاد یه رژ بزنی و فلوکستین تو خونت موج میزنه ساخته نشده انی وی حواسم سمت انگشتاش بود همونجور دزدکی پشتکی دیدم که پیانو وار کف دست مرد ضرب گرفت و دست چپش که کمر مردو نو...