پست‌ها

هيچ لذتي بالاتر از خوردن نيست؛ منقل بادبزن بلال پيت ِ آب نمك
بعد خوب يه يارويي بود كه فقط بش پا دادم چون شبيه تو بود تو يه چيزاي كوچيكي ...منو ياد تو مي نداخت ولي اون وسطا يه چيزي بود كه اذيت مي كرد داشت حالم بهم ميخورد يكي پيدا شده بود كه نقض يونيك بودن تو بود ديدم ازش متنفرم واه ...چه شعله هاي نفرتي كه تا اومد پا بگيره اون شباهتاي كوچيك مثل آب خنك مي ريخت روش لحظه ي آخر كه اومدم كارو تموم كنم نشسته بودم رو نيمكت عين درخت خم شده بود روم كلش جلو آفتابو گرفته بود سايه شده بود – عين تو برو بابا دلشو/ دلتو شكستم.
مينو ميگه سگ خيلي حيوون حشرييه ميچسبه به آدم ،زبونشو در مياره ميگه ه ِ هِ هِ
يكي بود يكي نبود يه مدل قد بلند ِ مو طلايي بود كه پوستش خيلي سفيد بود خيلي سفيد اما اونجاش سيا بود خيلي...اصن يه وضي
ويني د پوه تو پس زمينه ي سبز جنگل بازوهاشو وا كرده داره ميره سمت خمره ي عسل
ميخوام تو اژتما باشم
تصویر
It's a funny feeling being taken under the wing of a dragon. It's warmer than you'd think.