پست‌ها

نه تو مي فهمي وقتي ميگم تو با توام يا با اون يكي تو نه من مي فهمم با مني يا جاي مني يا شايدم با يه مش ايمجينري فرند اينه كه هر خري ابهام را دوست دارد و اين داستان همچنان ادامه دارد
I Saw You Walking Down The Street Here Tonight
نشست روبه آينه با حوصله و دقت سنجاقها را از بين موهاش باز كرد مرد منتظر بود رفت سمت تخت خواب دو زانو كنار مرد ؛ بالشت را تكان داد كه جايي پرها جمع نشده باشند مرد زانوهاي برهنه اش را بوسيد آرام دراز كشيد و خوابيد با مردهاي زيادي خوابيد ولي يك روز ديگر از خواب بلند نشد.
يه بچه به دنيا ميارم ميذارمش زير بته بزرگ شه فك كنم انساني ترين كار ممكنه
چه بي رويام چه تك نفرم
This is my P L ace
تصویر
خودشه ولي اون قهوه اي بود كي بود مي گفت خوابها سياه و سفيدن؟